|
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست + نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 14:38 توسط ناصر شاهرخ |
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ / عکس رخساره ي ماهش را داد + نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 14:22 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 14:18 توسط ناصر شاهرخ |
تو ندانستي چه مي خواهم زتو / من نگفتم که بمان يا که برو ! + نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 14:14 توسط ناصر شاهرخ |
فریاد من از داغ توست / بیهوده خاموشم مکن + نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 14:12 توسط ناصر شاهرخ |
زرتشت آزادی و اختیار را گزینشی برای مردم میداند. بهره کار هر کس همانست که انجام میدهد جبری برای اشخاص نیست نیکی اشخاص جز بهرهئی از نیکوئی و شر اشخاص جز شری برای وی نخواهد بود. هرمزد یا اهورامزد در این آیین خدا هست و اهریمن هم دیو است. + نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 3:19 توسط ناصر شاهرخ |
بیشتر از ده شکل برای اسم زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز هرکس به خیال خود معنی از برای کلمه زرتشت تصور کردهاست. دینون یونانی آنرا به «ستاینده ستاره» ترجمه کردهاست.آنچه که مشخص است این است که این اسم مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.انواع و اقسام معنی برای آن درست کردهاند که شرح همه آنها موجب طول کلام خواهد شد.البته اکثر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند.بارتولومه جزء اول را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کردهاست و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کردهاست.شاید هیچکدام درست نباشد زیرا کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمدهاست ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شدهاست.پهلوی شناس نامور ژاپنی وآیین زرتشت استاد گیکیواتیو. در جزء دوم این اسم اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر مانند بسیاری از اسامی قدیم ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی میدهد و به همان معنی است که امروز در فارسی میباشد.مثل فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.اسم پدر زرتشت پوروش اسپ بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را میدهد.[1] پیامهای او به وسیلهٔ سرودههایش که گات یا گاهان نامیده میشوند به مارسیدهاست منابع:تاریخ جامع ادیان ۱. ^ مطالب مربوط به معنای اسم زرتشت مربوط است به کتاب گاتها، قدیمی ترین قسمت اوستا + نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 3:10 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 21:17 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 5:48 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 5:47 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 3:3 توسط ناصر شاهرخ |
خدایا! نوای سحر انگیز تو را شنیده ام همه چیز رارها می کنم وبه سوی تو می دوم هر چه را که دوست دارم وهستم به تو تسلیم می کنم. مرا به درگاهت بپذیر ونگذار که از تو دور باشم + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 23:23 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 23:16 توسط ناصر شاهرخ |
ز دست ديده و دل هر دو فرياد + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 23:14 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386 0:49 توسط ناصر شاهرخ |
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 23:56 توسط ناصر شاهرخ |
آرزوي نقش بر آب در من غم بيهودگيها مي زند موج در تو غرور از توان من فزونتر در من نيازي مي كشد پيوسته فرياد در تو گريزي مي گشايد هر زمان پر *** اي كاش در خاطر گل مهرت نمي رست اي كاش در من آرزويت جان نمي يافت اي كاش دست روز و شب با تار و پودش از هر فريبي رشته عمرم نمي بافت *** انديشه روز و شبم پيوسته اين است ((من بر تو بستم دل ؟ دريغ از دل كه بستم افسوس بر من، گوهر خود را فشاندم در پاي بتهائي كه بايد مي شكستم *** اي خاطرات روزهاي گرم و شيرين ديگر مرا با خويشتن تنها گذاريد در اين غروب سرد دردانگيز پائيز با محنتي گنگ و غريبم واگذاريد *** اينك دريغا آرزوي نقش بر آب اينك نهال عاشقي بي برگ و بي بر در من، غم بيهودگيها مي زند موج در تو، غروري از توان من فزونتر + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 22:20 توسط ناصر شاهرخ |
نمي رقصانمت چون دودي آبي رنگ.../
نمي گردانمت در برج ابريشم نمي رقصانمت بر صحنه هاي عاج: -
شب پائيز مي لرزد به روي بستر خاكستر سيراب ابر سرد سحر با لحظه هاي دير مانش مي كشاند انتظار صبح را در خويش. دو كودك بر جلو خان كدامين خانه آيا خواب آتش مي كندشان گرم؟ سه كودك بر كدامين سنگفرش سرد؟ صد كودك به نمناك كدامين كوي؟ *** نمي رقصانمت چون دودي آبي رنگ نمي لغزانمت بر خواب هاي مخمل انديشه ئي ناچيز: -
حباب خنده ئي بي رنگ مي تركد به شب گرييدن پائيز اگر در جويبار تنگ، و گر عشقي كزو اميد با من نيست درين تاريكي نوميد سايه سر به درگاهم -
دو كودك بر جلو خان سرائي خفته اند اكنون سه كودك بر سرير سنگفرش سرد و صد كودك به خاك مرده مرطوب. *** نمي لغزانمت بر مخمل انديشه ئي بي پاي نمي غلتانمت بر بستر نرم خيالي خام:
اگر خواب آور ست آهنگ باراني كه مي بارد به بام تو و گر انگيزه عشق است رقص شعله آتش به ديوار اتاق من
اگر در جويبار خرد، مي بندد حباب از قطره هاي سرد و گر در كوچه مي خواند به شوري عابر شبگرد -
دو كودك بر جلو خان كدامين خانه با رؤيا آتش مي كند تن گرم؟ سه كودك بر كدامين سنگفرش سرد؟ صد كودك به نمناك كدامين كوي؟ *** نمي گردانمت بر پهنه هاي آرزوئي دور نمي رقصانمت در دودناك عنبر اميد:
ميان آفتاب و شب بر آورده ست ديواري ز خاكستر سحر هر چند، دو كودك بر جلو خان سرائي مرده اند اكنون
سه كودك بر سرير سنگفرش سرد و صد كودك به خاك مرده مرطوب
*****
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 22:6 توسط ناصر شاهرخ |
هست شب، يك شب دم كرده و خاك رنگ رخ باخته است . باد - نو باوه ي ابر - از بر كوه سوي من تاخته است . *** هست شب، همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا هم ازين روست نمي بيند اگر گمشده يي راهش را . با تنش گرم،بيابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ - به دل سوخته من ماند . به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب ، هست شب . آري شب .
***
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 22:2 توسط ناصر شاهرخ |
پرواز را بخاطر بسپار دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است.
*** + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 21:53 توسط ناصر شاهرخ |
|
| ||||||